چیه دلم شکستی , واسه کی داری گریه می کنی
چیه دلم غریبی چی دیدی داری گریه می کنی
می گی گذاشته رفته اونی که مثل نفس تو بود
می گی دلتو شکسته اونی که همه ی کس تو بود
می گی دیدی نمونده پای همه حرفهایی که زده بود
دل من می دونم داری دیوونه میشی اما باز بی خیالش
دل من می دونم داری ویرونه می شی اما باز بی خیالش
دل من می دونم داری ديوونه می شی اما باز بی خیالش 
فهميدن عشق را چه مشکل کردند
ما را ز درون خويش غافل کردند
انگار کسي به فکر ماهي ها نيست
سهراب بيا که آب را گل کردند

چیه دلم شکستی , واسه کی داری گریه می کنی
چیه دلم غریبی چی دیدی داری گریه می کنی
می گی گذاشته رفته اونی که مثل نفس تو بود
می گی دلتو شکسته اونی که همه ی کس تو بود
می گی دیدی نمونده پای همه حرفهایی که زده بود
دل من می دونم داری دیوونه میشی اما باز بی خیالش
دل من می دونم داری ویرونه می شی اما باز بی خیالش
دل من می دونم داری ديوونه می شی اما باز بی خیالش 
فهميدن عشق را چه مشکل کردند
ما را ز درون خويش غافل کردند
انگار کسي به فکر ماهي ها نيست
سهراب بيا که آب را گل کردند

آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت...
این غصه های لعنتی
از خنده دورم میکنن
این نفسهای بی هدف
زنده به گورم می کنن
چه لحظه های خوبیه
ثانیه های آخره
فرشته ی مردن من
منو از اینجا میبره
آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت
چه اعتراف تلخیه
انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از هوس
آی دنیا بیزارم ازت

به قول ویکتور هوگو:
آدم ها در دو حالت همديگر را ترك مي كنند: اول اينكه احساس كنند كسي دوستشون نداره و دوم اينكه احساس كنند يكي خيلي دوستشون داره

غم ها را رها کن سعي کن تا بار ديگر لبخند بزني بگذار تا بار ديگر در بهار گلها شکوفه دهند ، آهنگ جديدي بخوان و موسيقي تازه اي بنواز ، اين يک فصل جديد است و امروز روز ديگريست ، يک بار ديگر نگاه کن همه غمهايت را رها کن ، شادي هاي جديدي را در زندگيت جستجو کن ، افسانه اي ديگر بخوان ناکاميهايت را فراموش کن ، خوشي ديگري را تجربه کن ، حرکت کن بگذار شن هاي ساحل دوباره روي پاهايت حرکت کنند ، طعم دوباره خواستن را تجربه کن و به اوج آسمانها برس

تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می شود دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که مهو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
برای پشت کردن به ارزوهای مهال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به خاطردود لاله های وحشی
به خاطر گونه ی زرین افتاب گردان
برای بفشیه بنفشه ها دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم
تو برای لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم
تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم
اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های اسمان دوست می دارم
تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ...دوست می دارم
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ...دوست می دارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای نخستین گناه
تو را به خاطر دوست داشتن...دوست می دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم...دوست می دارم
میدانی شیرین ترین لحظه برای ابر چیست؟انگاه که قطره قطره از شیره جانش آب حیاتی میشود برای غنچه های نشکفته باغ...من می خواهم قطره قطره امید گردم تا در کویر خشکیده چشمان تو ببارم وتو چشمانت را به قدر عمر یک زنبق بگشائی تا در دریای صداقت و صمیمیت و رفاقت آن غرق شوم!گفته بودم تا زمانیکه سیندخت آسمان دلت را پیدا کنی سنگ صبورت خواهم ماند تا هر زمان که خود خواسته باشی، همه خستگیها، بی قراری ها، غریبی ها، پریشانی ها، شوریدگیها، ....ی تو را سهم خود میدانم حتی اگر نامم نارفیق باشد!!!به هر اسمی که دلت میخواهد صدایم کن، گفتی در کنج خلوت دلت دوستانت مونست بودند رفتند چه در فاصله ای دور و چه نزدیک چه کمتر و چه بیشتر...خواسته یا نا خواسته اگر همه را از دل بیرون کنی سهم من از این خلوتکده پر بها به قدر شبنمیست، قطره ایست کوچک اما پاک و امیدوار.
<<دل من قایق و چشم تو دریاس
تنشستن در کنار هردو زیباست
دل من قایق گم کرده راهیست
که در ارامش چشم تو پیداست>>
هر زمان که کتاب خاطرات ذهنم را ورق میزنم از شوق یافتن آفتاب مهربانی و آیینه صداقتت بر بال فرشتگان، سنگفرشی از گل یاس را می گسترانم تا به پاکی گلبرگ های یاس و آسمانی بودن صدای فرشتگان، ترنم شیرین سپاس از تو را به محفل عشق همه عاشقان راستین برسانم.
<<سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گلها هدیه میدهد به آن محراب پاکش آرزو کردم برایت خوب دیدن ،خوب بودن، خوب ماندن را.>>
<<تو مرا میفهمی، من تو را می خواهم، و همین ساده ترین قصه یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم ،تا ابد در دل من می مانی>>

چون دنيا يه روز تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم سياهی چشمات...
مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...
چقدر سخته هر لحظه ....
با تو بودن اما از تو دور بودن...

دلم برای خنده هات برای دل سوزوندنات
برای هرم نفست واسه نوازش نگات
دلم برای همه چیت شده یه آلبوم کوچیک
یه آلبوم دیدنی که می شه تواون خاطره دید
یه آلبوم ازتووچشات ازتوونقش خاطرات
ازتوکه امیدمنی ازتوکه میمیرم برات
اگه بری داغون می شم بدون توتموم می شم
پیشم بمون عزیزدل فقط با توآروم می شم
می خوام برای موندنت واسه همیشه خوندنت
ماهی شم وشناکنم تونازکای پیرهنت
آخه تو امیدمنی پرتوخورشید منی
توبهترین دلیل من برای زنده موندنی
وقتی که بارون می باره غنچه ی عشقومی کاره
انگارچشاتو می بینم که آرومم نمی ذاره
چی می شه آشنام بشی؟ خیل ترانه هام بشی؟
تواوج این ناامیدی تعبیررویاهام بشی؟
چی می شه توخندیدنت توی ترانه خوندنت
برای دلخوشی من بگی که راسته موندنت؟
هرچی بخوای همون می شم مجنون این زمون می شم
فقط نرو،باهام بمون برات ترانه خون می شم
من تورو تو رویای دور تودشت سبزپرغرور
اون جایی که قاصدکا فراوونن،کرور کرور
دیدم که بی رویا بودی بدون من تنهابودی
دلت نمی خواست بخونی آروم وبی صدا بودی
من اماآرزوت می شم توآوازت سکوت می شم
واسه کشیدن چشات قشنگترین خطوط می شم
آخه توامیدمنی پرتوخورشید منی
توبهترین دلیل من برای زنده موندنی

کاش بجاي ستاره تو در آسمان بودي تا بجاي آن تو را مي ديدم
ميان آن همه نور چشمک زن تو را از آسمان مي چيدم
کاش به جاي ديوار سکوت تو تکيه گاهم بودي
بجاي ان همه دوري هميشه در کنارم بودي
کاش ابري نبود براي گريستن تا چشمانم براي تو مي گريست
کاش گل قلبم بودي تا شايد مي فهميدي اشک چشمانم براي چيست؟
کاش آينه بودم تا فقط خود را در من مي ديدي
کاش شاخه گلي بودم تا شايد بجاي او مرا مي چيدي
کاش آسمان بودي تا مثل پرنده در آسمانت پرواز مي کردم
کاش غزل بودي تا تو را با عشق آغاز مي کردم
کاش هميشه گرسنه بودم تا از عشق و چشمانت سير نمي شدم
کاش عاشقم بودي تا از عشق تو پير نمي شدم
کاش نوشتي بودي تا تو را در دفترم مي نوشتم
يا به يادگار مثال عکس در قاب عکس مي گذاشتم

رفیق من سنگ صبور غم هام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم
چه دنیای روبه زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر چه هیشکس نیومد
سری به تنهایت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر بیایی همنجوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی
صدای سازم همجا پر شده
هر کی شنیده از خودش بی خوده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که خالی از عشق و امید
همیشه محتاج به نور خورشید
همیشه محتاج به نور خورشید
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر چه هیشکس نیومد
سری به تنهایت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن......قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.....................اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم

پرسيد:
به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است.
.jpg)
حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري
رفتي بي وفا و گفتي كه منو دوسم نداري
حالا باز دوباره بارون مي خوره رو تن شيشه
اخه چي كم شده از تو كه مي ري واسه هميشه
عزيزم دنيا كوچيكه تو بگو اخه كجايي
ياد تو مي افتم هر وقت
هي مي گم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي
تو شباي پر ستاره
دل من هواتو داره
ياد من مي مونه نيستي
بودنت خواب و خياله
روي بام خاطراتت من كبوتر شدم اما
با يه سنگ نفرت تو پريدم از بوم دنيا
حالا بعد رفتن تو من يه گوشه اي نشستم
هي مي گم كجايي اخر اخه من دل به كي بستم
ديگه خسته ام از اين عشق خيالي
هي ميگم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي


